SHE WAS A QUIT WOMAN

باید یه کلت تهیه کنم ....بذار ببینمممممممممم..... نه ... یه مسلسل بهتره

پرش کنم

مسلحش کنم

بعد برم به چندتا جا سر بزنم

یکسری پاکسازی انجام بدم

بعدش بیام خونه و یه نفس راحت بکشم

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦


جنبه

خدایا این روزها که تموم شد ،

میام می زنم رو شونت!

می گم :

جنبه رو حال کردی ؟!!

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢


خان بابا

امشب به یکی از آرزوهام رسیدم :)

مدتها بود که دنبال آهنگی می گشتم که تیتراژ آغازین یکی از سریالهای ماه رمضان چند سال قبل بود ، حتی یک پستی هم توی وبلاگم براش گذاشته بودم

http://crescendo.persianblog.ir/post/35

تا اینکه امشب اومدم یه سری به وبلاگم زدم و دیدم یک کامنت جدید داریم ،برای همون یادداشت قدیمی ... خلاصه یک سرنخ اصلی به دستم داد .... و خدا خیرش بده که سرانجام منو به سر منزل مقصود رسوند

http://www.4shared.com/audio/GvtOVoiH/__online.html

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧


آخر

 

آخر هر چیزی خوب میشه ، اگه خوب نشد بدون هنوز آخرش نشده.


چارلی چاپلین

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٤


Break the rules

جهت جریان آب ، رو به خباثت و قساوت قلبه ، رو به خودبینی ........خلاف جهتش عدالته ، درستکاریه ، انسان بودنه .... حالا می تونی خودت رو به جریان آب بسپاری ، به سرعت پیشرفت می کنی ... می خوای خلاف جهت شناکنی ؟ شاید یه روزی ، اون آخرای عمرت که نایی برات نمونده برسی به اقیانوس ....شاید البته .... اگه خوش شانس باشی

این ها قواعد روی زمین اند... قواعد حاکم ، به طور خودکار عمل می کنن...همیشه هستن

میخوای بهت ایمان بیارم ؟ لازم نیست از یه مشت گوشت چرخ شده واسم طاووس علم کنی .....فقط این قواعد رو بشکن ......حتی یک بار ..... می خوام با چشم های خودم ببینم ....

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠


پرواز

غم انگیز ترین اس ام اسی که این اواخر به دستم رسید:

سلام ، من اومدم خونه. ماهی مون از شنا کردن خسته شده بود پرواز کرد

ناراحت

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸


این راهه این چاهه

اصولا نصیحت فایده ای نداره ، هر کی هر کاری می خواد می کنه ، هرچی هم از عواقب بهش بگی و هشدار بدی باز کار خودش رو می کنه .... حالا تا اینجاش هیچی ، آدم می گذاره به حساب حریم شخصی و این که هر کسی اختیار زندگی اش رو داره

اونجایی آدم لجش می گیره که بعد از مواجه شدن با عواقب پیش بینی شده ، طرف میاد می گه آخه من که کف دستم رو بو نکرده بودم !!! یه نفر هم نبود ما رو حمایت و هدایت کنه ، یه نفر هم نبود بگه این راهه این چاهه!!

واقعا اونوقت آدم دلش می خواد یافرد مزبور رو به دار بیاویزه یا خودش رو حلق آویز کنه!

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٥


سنگ صبور

یکی از بزرگترین نعمت های خدا اینه که برای هر کسی یه حریم خصوصی گذاشته و نمی گذاره که دیگران از اون حریم سر در بیارن، این نعمت فقط برای کسی که اسرارش حفظ می شه نیست ، برای شمایی هم که نمی تونید سر از اسرار اون آدم در بیارید نعمت بسیار بزرگی هست.

شنیدن اسرار زندگی آدم ها ، شاید توی برهه ای از زندگی برام جالب بود ، دوست داشتم حداقل بتونم شنونده ی خوبی باشم یا شاید بتونم کمک کنم ، یا حداقل درک کنم و بفهمم که آدم های دیگه چه جوری فکر می کنن بدون این که بخوام راجع به اونها الزاما قضاوت کنم

احساس می کنم دیگه ظرفیت و تحملش رو ندارم ، تحمل این که اول راجع به آدم ها یه تصوری داشته باشم ، یه شناختی .....بعد با محرم اسرار شدنشون بفهمم که چقدر متفاوت فکر می کردم .... این تفاوت اول به نظرم جالب می اومد اما الان دیگه برام زجرآور شده .....

به گفته ی بسیاری از نزدیکان و عزیزان من سنگ صبور خوب و رازداری هستم .... اما الان اعتراف می کنم که  هرچند هنوز رازدارهستم....اما دیگه ظرفیت پذیرشم کم شده ....خیلی کم

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥


لایعقل

بدم نمیاد بعضی وقت ها کنترلم رو از دست بدم

مثلا مست کنم و توی عالم مستی بلند بلند یه عالمه فحش بدم به هرکی که دلم میخواد بهش فحش بدم !

حیف که این عقل لامصب تجربه ی این فرصت های طلایی رو از آدم دریغ می کنه!

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳


بهشت

 

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

 

از درون تو بود تیره جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد،همه دنیاست بهشت

  
نویسنده : crescendo ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۱